

من همیشه وقتی محیا میخوابه تقریبا ۱ متر بینمون فاصله میذارم
امروز صبح که چشمامو باز کردم با کمال تعجب دیدم محیا کنارمه ![]()
یه کم که گذشت فهمیدم غلت زده اومده کنارم !
امروز محیای من غلت زدن یاد گرفته ![]()
البته نصفه !
کلی تلاش میکنه که بتونه بغلته
اما وقتی میاد روی شکم دیگه بلد نیست برگرده
اونوقته که شروع میکنه به اووووووووم اوووووم کردن
که یعنی یکی به من کمک کنه !
الهی مامان فدات بشه عزیزم که اینقدر زود داری پیشرفت میکنی. ![]()
پ ن : من دلم میخواد از محیا عکس بذارم اما بلد نیستم ![]()
اگه کسی بلده لطفا به منم یاد بده.
ممنون.
ی پ ن د : اون عکس های قبلی رو هم زحمتشو جوجو کشیده بود. ![]()
سلام گل قشنگم
امشب بابایی از ماموریت اومد
وقتی دیدیش یهو شروع کردی به ( آقا آقا ) گفتن
پشت سر هم
انگار داشتی گله میکردی
انگار داشتی میگفتی کجا بودی ؟!
بابایی حسابی دلش ضعف رفت
بابایی کلی سوغاتی برات آورده
2 تا ست کامل هم لباس آورده بود که کوچیکت بود توپولی من ![]()
* از خدا میخوام همیشه تنت سالم و لبات خندون باشه .
سلام گل قشنگم:
امروز اولین ( آقای ) مفهوم و قشنگت رو گفتی
دل من و بابایی ضعف رفت
وقتی با اون خنده قشنگ میگی ( آقااااا ) آدم دلش میخواد درسته قورتت بده
ای بی دندون من ! دوستت دارم ![]()
پ ن: از خدا میخوام حرف زدنت تو رو به خدا نزدیکتر کنه.
* محیای من اولین حرفی که زدی آقا بود
اینو توی تمام زندگیت فراموش نکن
من اصلا این آقا گفتنت رو به حساب یه تلفظ کودکانه نمیذارم
تو میدونی و میفهمی که یه آقای عزیز و مهربونی هست
که همیشه باید به یادش باشی
باید خواست و اراده اونو به نظر و خواسته های خودت ترجیح بدی
و این یکی از رمزهای خوشبختیه .